تبليغاتX
شمسه

جمعه پانزدهم آبان 1388

اگر مولانا تلفن همراه داشت !

   تصور کنید اگر دوری شمس تبریزی از مولانا که با حسرت عظما و هجران عقبی و ناله ی سرنا همراه بود در عصر کنونی اتفاق می افتاد ، فقط کافی بود که مولوی به محض احساس دلتنگی ، با اندک فشار دیجیتالی با موبایل شمس تبریزی ، تماس آنی برقرار کند و این دوری سازنده و هجران گدازنده خود ، به یکباره فروکاسته شود. اگر براستی چنین رخداد ماستکی رخ می داد و این سهولت ارتباط فراتر از زمان کیهانی و مکانی در دیدار شمس تبریزی وجود داشت ، دیگر مولوی شانس خلق آن دیوان عظیم شمس از برکت هجران شمس پدید نمی آمد ! به عبارت دیگر ، اگر این هجران بالنده و این قلم باشک زاینده نبود ، این همه شور و شوق عاشقانه و شطح و شعر عارفانه ، نقاب از رخ ناپیدای مولانا برنمی گرفت . پس باید خدا را شکر کنیم که به خاطر فقدان فناوری ، ارسال امواج نامرئی ممکن نمی گردید. و به یمن نبود این نمود ، خلاقیت مولانا از جوشش و پویش نامتناهی نایستاد و همه ی مهجوران عالم را از آتش هجر خود گرم نمود ! پس دو صد لعنت بر این وصل باد که مانع زایش مجدد چنین حوادث مشابهی شده است و جهان هستی و هستی جهان را از امثال مولانا خارج کرده است...

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 20:17 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آبان 1388

چرچیل

   چرچیل در سال 1954 جایزه نوبل ادبیات را به خاطر کتاب خاطراتش به عنوان یکی از بهترین انواع وقایع نگاری ژورنالیستی دریافت کرد.

  او از فرط شوخ طبعی در اواخر عمر به افسردگی دچار شد! داستان ها و لطیفه های زیادی درباره ی زندگی چرچیل بر سر زبان هاست. مثلاٌ یک بار تاکسی گرفت تا برای سخنرانی اش به مجلس عوام برسد. دم مجلس به تاکسی گفت : داداش قربونت ، من این جا یه نیم ساعت کار دارم ، وایسا ، الان بر می گردم. راننده که مسافرش را نشناخته بود ، گفت : اصلاٌ راه نداره. آخه می خوام زود برسم خونه ، سخنرانی زنده ی چرچیلو از رادیو گوش کنم... چرچیل که کلی حال کرده بود ، یک اسکناس ده پوندی به راننده انعام داد. راننده تا اسکناس را دید گفت : چرچیل خر کی باشه ؟ تا هر وقت بگی در خدمتم !

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 20:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آبان 1388

فسیل شدن

   برای اینکه یک سنگ فسیل شود باید هزاران سال بگذرد. و همه چیز از بنیاد زیر و رو شود ، زمین به آسمان ، و آسمان به زمین آید. اما جالب است بدانیم که آدمی با یک چشم به هم زدن می تواند برای همیشه فسیل باقی بماند بدون آنکه سنگ از روی سنگ تکان بخورد !    

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 20:13 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آبان 1388

حکایت ستون

    از راه دوری آمده بودند ، پرسان و پرسان ، شیخ را در گوشه ی مسجد یافتند. گفتند : یا شیخ ! می خواهیم صوفی شویم ، ما را نصیحت کن. شیخ هیچ نگفت ، حتی سرش را هم بالا نیاورد. فقط سه بار دستش را زد به ستونی که به آن تکیه داده بود. یکی از ایشان گفت : مگر ندیدی شیخ با سه حرکت همه چیز را گفت ، مانند این ستون باش : راست باش ، ساکت باش ، قوی باش !

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 19:43 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آبان 1388

سهراب

   سهراب سپهری می گفت: نمی دانم تابستان چه سالی بود که ملخ ها به شهر کاشان هجوم آورده بودند. زیان ها رساندند. من ماءمور مبارزه با ملخ ها در یکی از آبادی ها شدم. راستش حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزرعه راه می رفتم تلاش می کردم پا روی ملخ ها نگذارم. پیدا بود که خیلی گرسنه اند !

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 19:40 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم شهریور 1388

انواع دست دادن

حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل آگاه هستید. فکر می کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان می دهد کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟

 بــله، نـحوه دست دادنتان...

سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست بدهید، این باعث میشـود کـه در اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید.

بعد از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسیم بندی کرده ام که هر کدام نشاندهنده ی نوعی شخصیت است.

 

دست دادن با دست های خیس
مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع بسیاری دارد، اما دست دادن با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه داشته باشید که قبل از دست دادن با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها را از عرق پاک کنید.

در اینجا به دو نکته برای چگونگی خشک نگاه داشتن دست هایتان اشاره می کنیم:

1- قبل از رفتن سر قرارهای مهم یا مصاحبه های کاری دست هایتان را خوب شسته و بعد خشک کنید.

دقت کنید که تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هایتان جلوگیری کنید. چون باعث گرم شدن دست ها و نتیجتاً عرق کردن آنها می شود.

2- دستان خود را قبل از دست دادن خشک کنید. همیشه دستمالی برای این کار با خود همراه داشته باشید.

 

دست دادن شل و ول
دست دادن شل و ول نشاندهنده ی ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلماً این خصوصیات متضاد قدرت و استحکام است که ویژگی افراد محترم و موفق است. توصیه می کنم اگر حالت دست دادنتان شل و ضعیف است، هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثیر بسیار بهتری در مخاطب می گذارد.

 

دست دادن نوک انگشتی
مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را می گیرد  و نمی گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید تا می توانید از چنین دست دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفی یا وقتی عجله دارید برایتان پیش آید. اما به شما توصیه می کنم در این مواقع از فرد مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست بدهید. ممکن است کار خوبی نباشد اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش احترام قائل بوده اید.

 

دست دادن خیلی محکم
قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند. احتمالاً تا به حال با چنین موردی برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند. درست است که من از دست دادن محکم خوشم می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی طرف مقابل شود.

 

دست دادن دوستانه و خودمانی
مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است.

درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود.

سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید.

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 16:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم شهریور 1388

جنبش آهستگی به سبک اروپایی

    ١٨  سال پیش من در یک شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اینجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهایى شود، حتى اگر ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست.

   جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتایج فورى و آنى باشیم. و این مشخصاً با حرکت کند سوئدی‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند و خیلى به آرامى کارى را پیش می‌برند. ولى در انتها، این شیوه همیشه به نتایج بهترى می‌انجامد. به عبارت دیگر:

1- سوئد در حدود 450000 کیلومتر مربع وسعت دارد.

2- سوئد حدود 9 میلیون نفر جمعیت دارد.

٣- استكهلم، پایتخت سوئد كه به پایتخت اسكاندیناوی نیز مشهور است حدود 78000 نفر جمعیت دارد.
4- ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون برخى از شرکت‌هاى تولیدى سوئد هستند.

   اولین روزهایی كه در سوئد بودم، یکى از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشین شخصى به سر کار می‌آمدند.

   روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آیا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک می‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
 
او در جواب گفت: براى این که ما زود می‌رسیم و وقت براى پیاده‌رفتن داریم. این جاها را باید براى کسانى بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو این طور فکر نمی‌کنی؟

میزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنید.

  این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). این جنبش می‌گوید که مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند، وقت کافى براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سریع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار می‌گیرد. غذاى آهسته پایه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بیزنس طرح شده و یک "اروپاى آهسته" نامیده شده است. این جنبش اساساً حس شتاب و دیوانگی به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زیر سوال می‌برد. نهضتى که کمیّت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگى ما کرده است.

   مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار می‌کنند امّا از آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها مولّدترند. آلمانی‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقلیل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت تولیدشان ٢٠ درصد افزایش یافته است. این گرایش به آهستگى و کند کردن جریان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمریکائی‌ها را هم جلب کرده است.البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن یا بهره‌ورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام کارها با کیفیت، بهره‌ورى و کمال بیشتر، با توجه بیشتر به جزئیات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بیشتر است. به معنى چسبیدن به حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف نشده است. به معنى بها دادن به یکى از اساسی‌ترین ارزش‌هاى انسانى یعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محیط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت می‌برند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که توقف کنیم و درباره این که چگونه شرکت‌ها به تولید محصولاتى با کیفیت بهتر، در یک محیط آرامتر و بی‌شتاب و با بهره‌ورى بیشتر نیاز دارند، فکر کنیم.بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر زمان می‌گذرانیم امّا تنها هنگامى به آن می‌رسیم که بر اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم. بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آینده هستیم که زندگى خود را در حال حاضر، یعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش می‌کنیم.

    همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار می‌کنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگى کنیم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى است که براى تو اتفاق می‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ریزی‌هاى دیگرى هستى.

 

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 16:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

مهارت همدلي

وقتي نمي دانيد چه بگوئيد ، حرفي نزنيد.

 مقدمه

انسان موجودي اجتماعي است ، و زندگي او به صورت فردي و به دور از ديگران ، غالباً غيرممكن است. از اين رو انسان از ابتداي زندگي به تدريج هرچقدر بزرگتر مي شود و با محيط هاي بزرگ تر و صحنه هاي وسيع تر جامعه بيشتر آشنا مي شود ، روابط نزديك تري با ديگران پيدا مي كند. حتي غالب حيوانات نيز ناچار از زندگي مشترك ، گروهي و اجتماعي هستند. زنبور عسل نمونه ي عيني آن است. هيچ زنبور عسلي به تنهايي نمي تواند به حيات خود ادامه دهد.

 دوستي و رفاقت

   يكي از روابطي كه به صورت وسيع و گسترده در بين انسانها برقرار مي شود ، رابطه ي رفاقت و دوستي است. البته روشن و واضح است كه منظور از اين رابطه ، آشنايي ساده و كوتاه مدت نيست كه ممكن است دو نفر در يك اردوي يك روزه با هم پيدا كنند و يا از طريق حضور در يك مجلس اين آشنايي حاصل شود. بلكه منظور از رفاقت ، همان رابطه ي نزديك و صميمي است كه يك فرد ممكن است با چند نفر معدود از بين آشنايان خود داشته باشد.

 تنهايي در ميان جمع

   حتماً براي شما هم پيش آمده است كه در يك جمع بزرگ و يا حتي كوچك تر قرار گرفته ايد اما نتوانسته ايد با آنان ارتباط برقرار كنيد ، و احساس كرده ايد كه در اين جمع بيگانه هستيد. جواني اظهار مي داشت كه سالها در دانشگاه مشهد درس مي خواندم ، اما هميشه احساس تنهايي مي كردم و در اوقات فراغت و ساعات استراحت بين كلاسهاي دانشگاه كسي نبود كه حتي با او حرف بزنم. اين به معني آن است كه اين جوان در آن جمع بزرگ ، احساس تنهايي مي كند.

  خيلي از مواقع هم شايد پيش آمده است كه دوست شما ، نتواند خواسته هاي شما را درك كند. يا پدر و مادر و يا همسر شما نتوانند نيازهاي روحي شما را تاءمين كنند.

 نياز به همدلي

   در اين مواقع جاي يك مفهوم در روابط بين فردي خالي است و آن همدلي است. همدلي زبان مشتركي براي ارتباط ما با ديگران و محيط و تمرين زندگي در يك جامعه ي پويا است.

 خودآگاهي

  لازمه ي رسيدن به زبان مشترك و همدلي ، در ابتدا شناخت خودمان است. بايد در قدم اول ظرفيت ، توان و استعداد خود را بشناسيم تا بعد از آن بتوانيم با تكيه بر اين شناخت و آگاهي ، ديگران را نيز  درك كنيم.

  درك ، فهم ، برداشت ، استنباط و تفاهم و همدردي و همدلي (understanding ) نتيجه ي مطلوب و جذاب شناخت خود است.

  در اسلام نيز به توصيه هاي فراواني براي تلاش براي شناخت خود برخورد مي كنيم.

 ابعاد و قواي روحي انسان

   روح انسان كه نفخه اي از انفاس الهي است ، داراي چهار نيرو و استعداد است:

1- بعد عقلي كه همان استعداد علمي و حقيقت جوئي اوست و يكي از مختصات انسان در مقابل حيوانات به شمار مي آيد و اهميت آن تا جائي است كه فلاسفه و منطقيون از قديم الايام در تعريف انسان گفته اند : الانسان حيوان ناطق ؛ يعني انسان ، جاندار متحركي است كه مي انديشد و قرآن نيز يكي از وظائف مهم انبياي الهي را تعليم كتاب و حكمت مي داند تا عقل و انديشه ي آدمي به طور صحيح رشد و تعالي پيدا كند.

2- بعد اخلاقي ، كه قلب و دل ، مركز احساسات ، و نفس لوامه و مطمئنه از مراتب آن است. اين بعد مورد توجه مكاتب آسماني ، خصوصاً اسلام بوده است.

3- بعد ديني ، كه همان حس پرستش است و مسائل فطري ، مربوط به اين بعد است.

4- بعد هنري يا زيبائي كه مورد توجه اسلام بوده است ؛ يعني انسان ، زيبائي را از آن جهت كه زيباست دوست دارد. از اين رو ، خداوند يكي از ابعاد اعجاز قرآن كريمش را زيبائي لفظي و كلامي آن قرار داده است تا پاسخي براي اين حس دروني و روحي انسان باشد.

 استعداد پنجم

   البته مرحوم علامه شهيد مرتضي مطهري (ره) در كتاب ارزشمند تعليم و تربيت در اسلام ، استعداد پنجمي را به نام استعداد خلاقيت افزوده و در توضيح آن فرموده اند : انسان ، مبتكر و مبدع آفريده شد و از ابتكارات و نوآوري لذت مي برد.

  لازم به ذكر است چون اسلام داراي جامع ترين برنامه ي تربيتي است ، براي پرورش متعادل روح انسان در همه ي ابعاد ، برنامه و نظام خاص و فراگيري دارد كه با عمل بر طبق آن ، انسان مي تواند در همه ي اعصار و با همه ي شرائط به تعالي شايسته ي روحي برسد.

 رابطه ي ابعاد روحي و همدلي

   پس از بيان ابعاد و قواي روحي انسان به نكته ي ظريفي بر مي خوريم. همدلي و تفاهم با ديگران رابطه ي نزديكي با ابعاد روحي انسان دارد. عقل انسان به عنوان مركز تفكر و فرماندهي و تنظيم معادلات زندگي ، لازمه ي زيستن در جهان در فرآيند يك زندگي جمعي ، را در همدلي بيان مي كند. عقل سليم مي گويد بدون همدلي با ديگر انسانها و جامعه ي پيرامون ، نمي توان توقع يك زندگي خوب و سالم را داشت.

  از بعد اخلاقي نيز اين رابطه قابل تاءمل است. اخلاق انساني حكم مي كند كه براي ديگران در زندگي و خوشبختي خود سهمي قائل شويم.

  از بعد ديني هم توصيه و سفارش دين به مدارا ، تفاهم و همدردي با ديگران قابل ملاحظه است : اي كساني كه ايمان آورده ايد ، نبايد گروهي از مردان شما ، گروه ديگري را مسخره كنند. شايد آنها از اينها بهتر باشند ؛ و نه زناني ، زنان ديگر را ، شايد آنان بهتر از اينان باشند. و يكديگر را مورد طعن و عيب جوئي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد. بسيار بد است كه بر كسي پس از ايمان ، نام كفرآميز بگذاريد ؛ و آنها كه توبه نكنند ظالم و ستمگرند. اي كساني كه ايمان آورده ايد ، از بسياري از گمانها بپرهيزيد ، زيرا بعضي از گمانها گناه است ؛ و هرگز ( در كار ديگران) تجسس نكنيد ، و هيچ يك از شما ديگران را غيبت نكند ... ( حجرات / 11-12).

  و در نهايت ، همدلي تصويري زيبا از جلوه هاي هنرمندي انسان در تعامل با ديگر انسانهاست.

 موانع همدلي

1- نداشتن زبان مشترك :

  يكي از مهمترين موانع همدلي در روابط بين فردي ، نداشتن زبان مشترك براي درك يكديگر است. اينكه نفهميم از يكديگر چه مي خواهيم و چه توقعاتي داريم. زبان مشترك ، وسيله اي مهم و موءثر براي ايجاد تفاهم و همدلي بين انسانهاست. البته براي رسيدن به زبان مشترك از اشتراكات جنسيتي ، فرهنگي ، اعتقادي ، اجتماعي و ... نيز نبايد غافل بود.

2- نقص در ارتباط سالم :

   اولين شرط همدلي ، برقراري ارتباط سالم و درست است. تا ارتباطي صحيح صورت نگيرد ، نمي توان توقع همدلي داشت. ارتباط صحيح ، باعث رد و بدل شدن پيام و پس از آن تفاهم است.

  لذا در دين توصيه ي فراوان شده است هنگامي كه به يكديگر رسيديد ، سلام كنيد. از حال هم جويا شويد ، سلام اولين پيام براي برقراري دوستي و همدلي است. از زبان بدن نيز بايد استفاده كرد. همين كه حال يكديگر را بپرسيد ، اخمو نباشيد ، لبخند واقعي بزنيد ، آرام باشيد ، از صميم دل ديگران را دوست داشته باشيد ، همه ي اينها سبب ايجاد ارتباط سالم و موءثر است. و همانطور كه گفتيم ارتباط سالم ، نقش موءثري در ايجاد همدلي ايفا خواهد كرد.

3- تعارض در زاويه ي ديد :

  براي برقراري تفاهم و همدلي ، بايد زاويه ي ديد ما با ديگران در يك راستا قرار گيرد. اينكه هركدام از يك زوايه ي جدا به مسائل نگاه كنيم ، در برقراري ارتباط و همدلي تاءثيرگذار خواهد بود. بايد زبان هم را بفهميم و با قرار گرفتن در كنار ديگران ، تلاش كنيم تا زاويه ي ديدمان يكسان شود.

  مولوي داستان مشهوري دارد. مي گويد چند نفر جداي از هم وارد اتاقي شدند كه تاريك بود. در اين اتاق فيلي قرار داده بودند و در عين حال هيچ كدام از اين افراد تاكنون فيل را نديده بودند. وقتي بيرون آمدند ، هركدام تعريفي متفاوت از فيل داشت. يكي آن را ستون محكم تصوير كرد ، ديگري گفت لوله اي دراز است و آن ديگري كه بدن فيل را لمس كرده بود ، آن را به توده اي بزرگ تشبيه كرد.

  تاريكي در اين داستان ، به منزله ي سوء تفاهم است كه وقتي كنار رفت ، واقعيت ها آشكار مي شود و با آشكار شدن واقعيت ها ، همدلي شروع مي شود. وقتي دوست و رفيق در حد انتظار ظاهر نمي شود ، از او رنجيده خاطر مي شويم. از سطح توقع خود مي كاهيم و در نهايت رابطه مان قطع مي شود. چرا ؟ چون او را پذيرش نمي كنيم.

  در كنار موارد فوق ، عوامل ديگري نيز مي تواند مانع همدلي و درك متقابل شود. از جمله : عدم توجه به تشابه ها – عدم احترام به تفاوت ها – خودخواهي – خودپسندي – غرور – حسد – بدبيني – فرومايگي – سخن چيني – بداخلاقي و ...

  اين موارد كه برخي از آنها از صفات ناشايست اخلاقي نيز مي باشند و مغبوض الهي ، سبب مي شود كه نتوانيم با ديگران رابطه ي خوب و موءثري برقرار كرده و به همدلي برسيم.

 به برخي از احاديث در اين زمينه توجه كنيد :

- سخت تر از هر مصيبت ، بداخلاقي است. (امام حسن مجتبي ، عليه السلام ، فرهنگ سخنان امام ، ص 51 ، حديث 15).

من ، ظالمي مظلوم نماتر از حسود سراغ ندارم. (امام حسن مجتبي ، عليه السلام، بحارالانوار ، ج 75 ، ص 111 ، ح 6).

- خودپسندي ، عمل هفتاد سال را فرو مي ريزد. (امام حسن مجتبي ، عليه السلام، كنزالعمال ، ج 3 ، ص 514 ، ح 7669).

- آن كس كه خويشتن را پست و فرومايه بداند ، به خير و نيكي او اميدوار نباش. (امام علي ، عليه السلام، غررالحكم ، ص 712).

- بر نقصان معنوي يك انسان همين بس كه خويشتن را بزرگ پندارد. (امام علي ، عليه السلام ، غررالحكم ، ص 558).

 عرصه هاي همدلي

1- خانواده ( پدر ، مادر ، برادران و خواهران ، همسر ، فرزندان) ،

2- همسالان و دوستان،

3- اجتماع و جامعه ، و

4- خدا (بندگي و عبوديت و تسليم فرامين الهي).

 خانواده ، مظهر همدلي

   شايد بتوان يكي از مهمترين عرصه هاي همدلي را خانواده ناميد. نهاد خانواده در اسلام داراي ارزش و جايگاه والايي است. جايگاه والاي خانواده به عنوان باهويت ترين نهاد اجتماعي از ديرباز و خصوصاً قرون اخير ، موقعيت و مقام ممتازي را در مباحث روان شناختي احراز كرده است. مبشرين اديان الهي بدون استثناء در تعاليم انسان ساز و پربركت خود فصل كاملي را به آموزش اصول و قواعد و تنظيمات خانواده ، اختصاص داده اند. اين رويه ي مسعود در روند تكوين و تكامل خود در شريعت مقدس اسلام بعنوان آخرين و كامل ترين مجموعه ي اصول و قواعد الهي لمعان و تلاءلو بيشتري يافته است.

  براي رسيدن به تفاهم و همدلي در خانواده و زندگي زناشويي بايد ابزار همدلي را فراهم نمود.

  گذشت ، بخشش ، مدارا ، محبت ، وفاداري ، احترام ، صبر ، و همه ي اين تصويرهاي زيبا و قشنگ مي تواند عامل مهمي در ايجاد همدلي در كانون خانواده فراهم آورد.

  تخريب روح زندگي و عدم همدلي ، در كوتاه مدت و دراز مدت صدمات جبران ناپذيري بر خانواده و اجتماع وارد خواهد آورد. طلاق ، فروپاشي بنيانهاي خانواده و .... مي تواند ثمره ي عدم همدلي در زندگي مشترك باشد. و همانطور كه مي دانيد رابطه ي زناشويي ، رابطه ي ميان دو انسان است. و هر ارتباط اگر درست هدايت نشود يا درست دريافت نشود ، سوء تفاهم ايجاد مي كند ، يعني كج فهميده مي شود.

   اما نكته اي كه لازم به يادآوري است اينكه عدم تفاهم ، ناهماهنگي فكري و شخصيتي ، عدم تناسب ظاهري ، فرهنگي ، ديني ، اعتقادي و اخلاقي از مواردي است كه همتايي در زندگي مشترك را از بين مي برد. و همتايي نقش موءثري در همدلي خواهد داشت. علاوه بر اين مسئله عواملي چون نارضايتي از وضع زندگي و يا دخالتهاي خانواده ي طرفين نيز مي تواند زندگي زناشويي را از آرامش و آسايش دور كند.

  سوءالي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه به هر حال ممكن است در هر ازدواج با نوعي مشكل و ناهماهنگي روبرو باشيم ، آيا باز هم دست يافتن به آرامش و همدلي ناممكن خواهد بود ؟

   براي رسيدن به آرامش در جريان زندگي مشترك و در فراز و نشيب زندگي ،تفاهم ، همدلي و همزباني و داشتن زبان مشترك براي گفتگو و ارتباط ، مي تواند به پايداري ، تداوم آرامش كمك شاياني نمايد.

  به عبارت ديگر قبل از ازدواج بايد زمينه هاي تفاهم را ملاحظه و پس از ازدواج از عوامل تداوم بخش همدلي بهره جست و اين عامل همان مهر و محبتي است كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است.

  عشق و علاقه كه از عواطف و احساسات انساني سرچشمه گرفته و نعمتي است كه خداوند در وجود ما به وديعه نهاده به منزله ي مرهمي است كه بر روي زخم هاي انسان قرار مي گيرد و تسكين دهنده ي دردهاي زندگي مي باشد. اگر مودت و رحمت بين دو همسر نباشد ، ديگر جايي براي گذشت ، ايثار و فداكاري ، چشم پوشي ، غمخواري و همدلي باقي نخواهد ماند.

 اعتماد ، شرط لازم همدلي

   علي رغم توصيه به همدلي ، اسلام در اين موضوع در برخي مواقع ، حريم هايي نيز تعريف كرده است. اينكه ما مجاز نيستيم با هركسي همدلي كنيم. ظالم و ستمكار في نفسه به علت صفت و عمل ناشايستي كه در آنها وجود دارد ، شايسته ي همدلي و تفاهم نيستند. شرط لازم در همدلي ، اعتماد است. شما هيچ گاه به يك انسان ستمكار و ظالم  و ... اعتماد پيدا نخواهيد كرد كه بتوانيد همدلي ايجاد كنيد. البته اين عدم همدلي ، فايده ي بزرگي هم دارد و آن مصون ماندن خودمان از ضربات فردي و اجتماعي ناشي از رفتار ناشايست گروه فوق دارد.

   استاد شهيد مطهري (ره) به اصلي مترقي و اساسي در اسلام به نام جاذبه و دافعه اشاره مي كند. انسان مسلمان در عين داشتن جاذبه و تلاش براي تفاهم ، همدلي و نوع دوستي ، ناگزير از دافعه و پرهيز از يكسان سازي با مظاهر سياهي و بدي است. پرهيز از همنشيني با گناهكاران و ستمكاران و ... در قرآن و سنت و حديث پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) قابل بررسي است.

 قلب ، مصدر همدلي

   مركز و مصدر همدلي ، قلب انسان است. اگرچه ابزار بدن همچون خوشرويي ، لبخند و ... مي تواند در ايجاد همدلي موءثر باشد ، اما همه ي اينها بايد از قلب و درون انسان سرچشمه بگيرد تا مفيد و موءثر واقع شود.

  يكي از ابعاد و استعدادهاي روح انساني ، دل و قلب اوست ، همانطور كه يكي ديگر از اين ابعاد و استعدادها ، عقل و انديشه است ؛ زيرا انسان موجودي است آميخته از عقل و عاطفه و عشق و انديشه. هريك از اين دو نيرو در كاركرد روح انساني و تعالي و رشد او نقشي اساسي دارد ، نه عقل مي تواند كار دل را بكند ، و نه دل مي تواند كار عقل را انجام دهد.

  خداوند متعال دل و قلب را از ابزارها و منابع مهم شناخت و معرفت براي انسان قرار داده (ق/37) و فرموده است كساني كه از اين زمينه ي شناخت و معرفت و وسيله ي تحصيل ايمان بهره نبرند ، از حيوانات هم پست ترند (اعراف/ 179).

آينه ي دل چو شود صافي و پاك

نقشها بيني برون از آب و خاك

هم ببيني نقش و هم نقاش را

فرش دولت را و هم فراش را

تدوين:

مجتبي مجد فريماني

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 17:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

پول عذرساز!

   وقتي سردار معروف فرانسه ... مارشال دولافر... وارد شهر شده بود همه ي طبقات مردم به ديدن او آمدند، از جمله كليمي هاي شهر؛ اما مارشال آنها را نپذيرفت و به مستخدم خود گفت: به آنها بگو بروند گم شوند! همين يهوديها بودند كه عيسي مسيح را دار زدند!

مستخدم بيرون آمد و به آنها گفت: سردار فرصت پذيرايي از شما را ندارند!

يهوديان گفتند: خيلي متأسفيم، زيرا ده هزار فرانك پول آورده بوديم كه تقديم سردار كنيم. مستخدم دوباره نزد مارشال رفت و موضوع را به او اطلاع داد.

سردار گفت: بگو بيايند! اين بيچاره ها تقصيري ندارند وقتي كه حضرت عيسي را به دار زدند او را نمي‌شناختند، و نمي‌دانستند كه كيست!
نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 17:22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

امیرمومنان

بي نقطه بي الف

   يكي از زيباترين هنر انسانها آن است كه حروف و كلمات را به گونه اي كنار يكديگر قرار دهند كه خواننده را از جهت لطافت و دقت در الفاظ همراه با معناي بالا و پرمغز آن به خود جذب كند. شايد بزرگترين هنرمندان و اديبان دنيا به سختي بتوانند چند سطري را بدون به كاربردن حروف نقطه دار و يا استفاده از كلماتي كه يك حرف مثلاً الف در آن وجود نداشته باشد بنويسند. اما امام علي (ع) دو خبه ي نسبتاً بزرگ را يكي بدون نقطه و ديگري بدون بكاربردن الف ايراد فرموده اند و آن هم در اندك زماني كه اينك بخشي از اين دو خطبه را تقديم شما عزيزان مي‌كنم:

قسمتي از خطبه ي بدون نقطه:

الحمدالله الملك المحمود و المالك الودود، مصور كل مولود مآل كل مطرود ساطح المهاد و موطر اللوطاد و مرسل الامطار و المسهل الوطار و مسهل الوطار ...

نهج البلاغه، محمدباقر محمودي، ج1، ص 95

قسمتي از خطبه ي بدون الف:

حمدت من عظمت منته و سبقت نعمته و سبقت رحمته غضبه و تمت كلمته و نقذت مشيته و بلغت قضيته حمدته حمد مقر بربوبيته متخضع لعبوديته ...

علي من المحد الي اللحد، ص 210

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 17:21 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

امين و اكرم

كتاب فارسي دبستان را يادتان هست؟

امين و اكرم را همه مي‌شناسيم. همان آشنايان ديرينه ي ما هستند. امروز امين و اكرم نيز مانند همه بزرگ شده اند. اما امين ديگر آن لباسها را نمي‌پوشد، او شلوار جين تنگ و تي شرت پوشيده و موهايش را تيفوسي مي‌زند.

اكرم به تازگي موهايش را رنگ كرده و مي‌خواهد مانند هنرپيشه هاي آن سوي دنيا شود. وقتي ماجراي آش لذيذ را به يادشان مي‌آورم، ابرو در هم مي‌كشند چرا كه ديگر حالشان از آش لذيذ به هم مي‌خورد و دوست دارند در شيك ترين رستوران شهر پيتزا بخورند!

عباس هم ديگر كوكب خانم را زن پاكيزه و تميزي نمي‌داند بلكه او را زني امل و دهاتي مي‌داند و از ديدن نان و پنير و ماستش دچار تهوع مي‌شود و ترجيح مي‌دهد بجاي هر چيزي به فكر رالي آخر هفته اش باشد.

پطروس را يادتان هست؟ او ريزعلي آن دهقان فداكار را اكنون مسخره مي‌كند و انگشتش را از سوراخ سد بيرون مي‌آورد تا آب تمام شهر را فرو برد.

ديشب آن مرد در باران آمد. سرم را از پنجره بيرون آوردم اما اسبش را نديدم. راستي باز هم حيوانات حسنك گرسنه مانده اند. آخر حسنك براي هميشه به شهر رفته و فرياد حسنك كجايي برايش ناآشناست.

امين و اكرم و ... همه بزرگ شده اند و برنامه هاي ماهواره را بيشتر از قصه هاي من و بابام دوست دارند. آنها عقيده دارند رامبو مرد شكست ناپذير قصه هاست ولي در مورد ابن سينا نظري ندارند و ابوريحان را بخاطر نمي‌آورند. اما چرا؟ ...

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 17:18 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

راهی به آسمان

الهي ما الطفك بي مع عظيم جهلي

معبودا! چقدر به من لطف داري با وجود بزرگي ناداني ام

و ما ار حمك بي مع قبيح فعلي

و چقدر به من رحم مي‌كني با وجود زشتي كردارم

الهي ما اقربك مني و ابعدك عنك

معبودا! چقدر تو به من نزديكي و من از تو دور

و ما ارافك بي فما الذي يحجبني عنك

و چقدر به من مهرباني،

پس چيست آنكه باز داشته مرا از تو؟...

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 17:16 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

گریه امیرکبیر

    در سال 1264 هجری قمری، یعنی درست در حدود 166 سال پیش نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند! به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند.

اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شماری كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند كه در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله كوبیده‌اند.

در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچه‌هایتان آبله‌كوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود.

این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌كردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشك‌هایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.

میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیده‌اند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌كنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند ...

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 17:13 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

جمع پراکنده 4

در قرض دادن پول به دوستانت احتیاط کن. مبادا هر دو را از دست بدهی

 هرگز گره ای را که می شود باز کرد ، نبٌر

 یک ظرف غذای پرندگان بخر و آن را جایی قرار بده که از پنجره ی آشپزخانه ببینی

 ابراز شادمانی را یاد بگیر ، حتی اگر قلباٌ شاد نباشی

 فروتن باش ، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی ، خیلی کارها انجام شده بود

 بگذار همه چیز ساده باشد

 وقتی کسی را برای اولین بار ملاقات می کنی ، از او نپرس از چه راه امرار معاش می کند. از مصاحبتش لذت ببر بی آنکه به او برچسبی بچسبانی

 از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد ، بترس

 هنگام مواجهه با کار سخت ، طوری عمل کن که انگار شکست غیرممکن است. اگر به دنبال صید نهنگ هستی ، سس مخصوص طبخ ماهی را همراه ببر

 توقع نداشته باش پول برایت خوشبختی بیاورد

 همدلی کن ، سعی کن از دریچه ی چشم دیگران به چیزها نگاه کنی

 خود را ملزم به صرفه جویی کن. این کار برای موءفقیت امری اساسی است

 برای اثبات مردانگی ، راهی به جز شلیک کردن به حیوانات و پرندگان بی دفاع پیدا کن

 پل های پشت سرت را خراب نکن. متعجب خواهی شد اگر بدانی که بارها ناچار خواهی بود از همان رودخانه عبور کنی

پنج درصد از درآمدت را صرف امور خیریه کن

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

از بخشيدن كسي پشيمان نشويد

  يكي از بهترين كارها اين است كه انسان كسي را كه نسبت به حق او تجاوز كرده اند و از وي پوزش مي طلبند ، مورد عفو قرار دهد. ولي گاهي از اوقات به كساني بر مي خوريم كه با وجود آنكه متجاوز به حق خود را بخشيده اند ، دوباره پشيمان مي شوند و با وي به خصومت مي پردازند. اين كار خوبي نيست و  نشانه ي ناجوانمردي است. چون اگر واقعاً در مرتبه ي اول او را بخشيده بود ، پس چرا اكنون حرف خود را پس مي گيرد و اگر نبخشيده بود پس چرا به دروغ خودش را به عنوان بخشنده ي وي معرفي كرده بود ؟ به هر حال اين عمل آنها از جوانمردي به دور است و چنين افرادي كه در حقيقت بي گذشت هستند ، بسياري از اوقات آن چنان گرفتار كساني مانند خود مي شوند كه خودشان نمي فهمند از كجا چوب مي خورند.

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:22 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

بهره بري بيشتر با برنامه ريزي بهتر شناسايي دزدان وقت

   گاهي تصميم جدي مي گيريم آنطور كه برنامه ريزي كرده ايم پيش نمي رود ؛ يعني در آن وقفه ايجاد شده ، يعني فرصت ها  هدر مي رود . در پاره اي از اين مشكلات ،خودمان مقصريم ؛ اما در بخشي از اين مشكلات ، اطرافيان و مسائلي ديگر هستند كه زمان را از ما مي گيرند و برنامه ي مارا دچار آفت مي كنند و به ما زيان مي رسانند .

   براي نمونه ، فرض كنيد كه در حال مطالعه ي كتابي هستيد كه از قبل ، برنامه ريزي شده است . ممكن است تلفن ، زنگ بزند و پشت خط شما را بخواهند . ممكن است دوستي بدون هماهنگي قبلي به ديدار شما بيايد . ممكن است كسي شير آب را به خوبي نبسته باشد و صداي چكه كردن آب ، تمركز شما را از بين ببرد و با صداي بازي بچه ها در كوچه ، حواس شما را پرت كند و بسياري مسائل ديگر .

   در برنامه ريزي صحيح و پايدار ، بايد سعي كنيم دزدان وقت و مشكل آفرينان در برنامه را شناسايي كرده ، پيش از انجام دادن كار ، آنها را از خود دور كنيم و يا مشكلات را به كمترين حد كاهش دهيم . عارفي مي گويد : بپرهيز از دوستي با كساني كه براي گذراندن وقت خود به زيارت تو مي آيند تا روزت را از تو بگيرند . پس با تلاش در راه شناسايي  مانع هاي برنامه و دزد هاي سرمايه ، سود خود را در برنامه هاي جاري زندگي ، بيشتر كنيم .
نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:20 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

ترس

   شب بود ؛ به استاد گفتم : از تاريكي مي ترسم . گفت : هر وقت از چيزي مي ترسي ، زودتر خود را در آن بيانداز .

   پرسيدم : براي چه ؟ جواب داد : زيرا سختي حذر كردن از چيزي به خاطر ترس از آن چيز ، بيشتر و بزرگ تر است !
نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:19 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

بپرهيز از دوستي با كساني كه براي گذراندن وقت خود به زيارت تو مي آيند

تا روزت را از تو بگيرند

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

دشمني انسان ؛

   روزي استاد تعدادي جعبه ي بلوري مقابلم گذاشت و گفت : در اينها سكه اي نهفته است ؛ آن راپيدا كن! يكي يكي جعبه ها را شكستم ؛ در هيچ كدام سكه اي نبود . استاد گفت : مجموع قيمت جعبه هاي بلوري ، يك سكه بود ؛ ولي حالا تمامش را شكستي . من سكوت كردم . استاد خنديد و گفت :

 انسان هميشه تا چيزي را نشناسد ، با آن دشمني مي كند

 

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

چيزهايي كه به محبوبيت ما آسيب ميزنند

1- تجسس و دخالت در كارهاي ديگران ،  2- تكراري بودن ،  3- عدم رعايت بهداشت فردي ،  4- تملق و چاپلوسي ، 5-  دروغ گويي ،  6-  تكبر،  7-  نداشتن تعادل عاطفي ، 8-  مزه پراني و شوخي هاي بيجا ،      9-  ترسو بودن ،  10-  هميشه گله مند بودن ، و     11-  غيبت كردن .

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

گامهايي به سوي محبوبيت

1-مثبت انديشي ،   2-همدلي كردن ،  3-برخورد و گفتگوي مناسب ،  4-احترام به خويشتن ،  5- بخشش و گذشت ، 6- اعتماد به نفس ،  7- تمجيد از خوبي هاي  ديگران ، و  8- خلاقيت  در ايجاد روابط دوستانه و   نشاط آور.

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:15 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم فروردین 1388

پیشانی دروغگوی خطاکار

   آیات 15 و 16 سوره ی مبارکه ی علق درباره ی یکی از منکران پیامبر (ص) که نماز خواندن ایشان در کعبه را ممنوع کرده بود می فرماید : الم یعلم بان الله یری (14) کلا لئن لم ینته لنسفعا بالناصیه (15) ناصیه کاذبه خاطئه (16) آیا او نمی داند که خدا می بیند ؟ چنین نیست ، اگر دست نکشد البته از پیشانیش گرفته می شود ، پیشانی دروغگوی حطاپیشه.

  چرا قرآن پیشانی را بعنوان دروغگو و گناهکار می شمارد ؟ چه رابطه ای بین پیشانی و دروغگویی و گناهکاری وجود دارد ؟

در سایت اینترنتی http://www.islam-guide.com به مطلب جالبی در این مورد برمی خوریم. در این سایت مقاله ای از پروفسور کیت المور آمده است : اگر به جبهه در جلوی سر نگاه کنیم قسمت جلوی پیشانی مغز را می بینیم. فیزیولوژی درباره ی وظیفه ی این قسمت چه         می گوید ؟ محرک ، تصمیم گیرنده و آغاز حرکت و رخ دادن عمل در بخش جلویی و پیشانی مغز قرار دارد ، که ناحیه ای از تجمع قشر خاکستری مغز می باشد.

  در ادامه ی این مقاله آمده است : با وجود پیچیدگی در ساختار محرک در مغز ، بخش جلویی پیشانی ، مرکز کاربردی برای تجاوز و تخطی نیز محسوب می شود. این بخش مغز ، مسئول برنامه ریزی تحرک و آغاز کردن رفتارهای خوب و همینطور بد است و مسئول دروغگوئی و راستگویی نیز محسوب می شود. پس جا دارد پیشانی مغز را دروغ گوینده و گناهکار بشماریم ، در هنگامی که کسی دروغ می گوید یا گناهی مرتکب می شود آنچنان که قرآن کریم می فرماید : ناصیه کاذبه خاطئه

دانشمندان این کارکرد بخش جلوی پیشانی در مغز را طی شصت سال گذشته کشف کرده اند.

قرآن می فرماید : افلا تتدبرون ؟ چرا در این قرآن تفکر نمی کنید ؟ ...

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 11:14 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388


از دیگران در خلوت انتقاد کن

از دیگران در حضور جمع تعریف و تمجید کن

 پایبند ادب و نزاکت باش

هرگز به کسی نگو خسته یا افسرده به نظر می رسد

 خوبی های دیگران را ببین

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 12:50 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388

کمتر در قید این باش که چه کسی حق دارد.

بیشتر در قید این باش که چه چیزی حق است

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 12:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388

برای زندگی بهتر بدانیم....

سختگیر ، اما رقیق القلب باش

 برای دفاع در مقابل انتقادی که از تو می شود ، وقت تلف نکن

 از افراد منفی دوری کن

 بیش از حد لازم مهربان باش

 هرگز در هنگام خشم ، دست به عمل نزن

 مثل مثبت ترین و پرشورترین کسی شو که می شناسی

 برای همه ی موجودات زنده احترام قائل باش

 به طرز ارضا نشدنی کنجکاو باش ، از کلمه ی چرا زیاد استفاده کن

 خود را به بهسازی دائم متعهد کن

 اتومبیلی را که امانت گرفته ای ، با باک پر پس بده

 چیزهای کم ارزش را مهم نکن

 اجازه نده تلفن ، مزاحم لحظات مهم شود. تلفن برای سهولت استفاده ی توست ، نه سهولت استفاده ی تلفن کننده

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 12:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

با بیان مشکلاتت دیگران را خسته نکن.

اگر از تو پرسیدند حالت چطور است ،

بگو : خیلی خوبم ، بهتر از این نمی شود....

و اگر پرسیدند کسب و کار چه طور است ؟ بگو : عالی است ،

روز به روز هم بهتر می شود

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 22:52 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

جمع پراکنده 3

هرگز تقلب نکن

 گوش کردن یاد بگیر ، فرصت ها گاه با صدای بسیار آهسته در می زنند

 وقتی کسی مشغول تعریف کردن حادثه ی مهمی است که برایش رخ داده ، با تعریف قصه ی دیگری درباره ی خودت ، از او پیشی نگیر و صحنه را به او واگذار

 هرگز امید را از کسی سلب نکن ، شاید این تنها چیزی باشد که دارد

 پیش از جواب دادن به کسی که تو را از کوره به در کرده ، یک ساعت به خودت وقت بده تا آرام شوی. اگر موضوع خیلی مهم است ، به خودت یک شب تا صبح وقت بده

 ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن

 در هفته از یک وعده غذا صرف نظر کن و هزینه ی آن را به فقیر بده

 در جهت تعالی تلاش کن ، نه کمال

 دعا کن ، اما نه برای به دست آوردن اشیاء ، بلکه برای به دست آوردن عقل و شجاعت

 هنگام بازی با بچه ها ، بگذار آنها برنده شوند

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 22:48 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم فروردین 1388

فراوان لبخند بزن ،

هزینه ای ندارد و ارزشش

قابل تصور نیست

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 23:9 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم فروردین 1388

جمع پراکنده 2

هرگز تسلیم نشو ، هر روز معجزه ی تازه ای اتفاق می افتد

 

همه ی لباس هایی را که ظرف یک سال گذشته نپوشیده ای ، به خیریه ببخش

 

اشتباهاتت را بپذیر

 

بی درنگ برای دیگران یادداشت تشکر بفرست

 

خواستار تعالی باش و بهایش را بپرداز

 

شجاع باش ، حتی اگر قلباٌ شجاع نیستی ، به آن تظاهر کن. هیچ کس تفاوتش را نخواهد فهمید

 

شادی ها را به فردا نینداز

 

همواره دستی را که به سویت دراز شده ، بفشار

 

یاد بگیر چیز زیبایی با دست بسازی

 

در امور خیریه با وقت و پولت سخاوتمندانه کمک کن

 

از گفتن کلمات کنایه آمیز اجتناب کن

 

هرگز اجازه نده کسی تو را افتان و خیزان ببیند

 

عادت کن چنان در حق کسان خوبی کنی ، که هرگز نفهمند تو بودی

 

به افکار بزرگ فکر کن ، اما از شادی های کوچک لذت ببر

 

همیشه چیزی زیبا پیش رو داشته باشی ، حتی اگر یک شاخه گل مینا در یک لیوان آب باشد

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 23:7 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم فروردین 1388

شکست

روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید : آقای ادیسون ! شنیده ام برای اختراع لامپ ، تلاش های زیادی کرده اید اما موءفق نشدید ! چرا پس از 999 بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه می دهید ؟

  ادیسون با لحن خونسردی پاسخ داد : ببخشید آقا ! من 999 بار شکست نخورده ام ، بلکه 999 روش یاد گرفته ام که لامپ چگونه ساخته نمی شود !

  هیچ چیز به اندازه ی اعتقاد به شکست و عدم موءفقیت میان شما و روءیاهایتان فاصله نمی اندازد. اگر معتقد باشید که شکست خورده اید دیگر تلاش و فعالیت زیاد معنی و مفهومی ندارد. برندگان ترجیج می دهند از واژه ی : نتیجه ، به جای شکست استفاده کنند. آنها معتقدند هیچ وقت شکست نمی خورند. بلکه فقط گاهی با نتایج و موقعیتهایی روبرو می شوند که مطابق انتظار و توقعشان نیست. این طرز تلقی به آنها اجازه  می دهد بدون اینکه دچار رکود شوند یک بار دیگر تلاش های خود را همراه با تجربیات مفید ناشی از اقدامات گذشته آغاز کنند.

  خلاصه اینکه : هفت بار که افتادی ، برای هشتمین بار برخیز...

نوشته شده توسط مجتبي مجد فريماني در 23:2 |  لینک ثابت   •